padidekimia

padide kimia.co

آبراهام لينکلن اسطوره عدالت
آبراهام لينکلن به عنوان نخستين رئيس جمهور از حزب جمهوري خواه آمريکا انجام وظيفه نمود. امروز او بدين جهت مشهور است که به تاريخ برده‌داري در آمريکا خاتمه داد و ايالات متحده آمريکا

را با نظارت بر مسائل مربوط به جنگ در طي جنگ داخلي آمريکا پا برجا نگه داشت. او پايه گذار خردورزي، آزادي، برابري، دموکراسي و احياگر انديشه هاي والاي انساني بود . او همچنين ژنرالها را انتخاب کرد و استراتژي آنها را تاييد نمود، افسران ارشد غير نظامي را برگزيد، بر ديپلماسي، عزل و نصب و فعاليتهاي حزب نظارت کرد، و از طريق پيامها و سخنرانيها نظرات عموم را جمع آوري نمود. توان بالاي او در سخنوري قدرت تأثير گذاري او را افزايش مي‌داد. نطق گتيسبرگ وي تأثير ماندگاري بر ارزشهاي آمريکا داشت.

لينکلن مي‌بايست براي حفظ آمريکا برده داري را نابود مي‌کرد و اين کار را با اعلاميه آزادي بردگان و متمم سيزدهم قانون اساسي ايالات متحده به انجام رساند. او شخصاً مسئوليت «بازسازي» را به عهده گرفت و در پي اين بود که هرچه سريعتر کشور را دوباره يکپارچه سازد. «جمهوريخواهان تندرو» که طرفدار سياستهاي سختگيرانه تر بودند با او به مخالفت برخاستند.

توانمنديهاي او را در امر رهبري مي‌توان به وضوح در موارد زير مشاهده کرد: در نخستين عملکرد ديپلماتيک وي در کنترل و اداره ايالتهاي مرزي گرفتار برده داري در اوايل جنگ، در ناکام ساختن تلاش پارلمان براي سازمان دهي کابينه وي در سال 1862، در گفته‌ها و نوشته‌هاي بسيارش که به بسيج کردن و انگيزه دادن به ناحيه شمال کمک شاياني کردند و در فرونشاندن جنجال صلح در انتخابات رياست جمهوري 1864 آمريکا. کوپرهدز او را به خاطر نقض قانون اساسي، پا را فراتر از قدرت اجرايي خود گذاشتن، اجتناب از سازش و مصالحه در امر برده داري، اعلام قانون ازدواج، معوق گذاشتن حکم احضار به دادگاه، دستور بازداشت 18 هزار مخالف من جمله مقامات دولتي و ناشران روزنامه‌ها و کشتار صدها هزار مردان جواني که به عنوان سرباز در جنگ خدمت مي‌کردند، مورد انتقاد قرار داد. «جمهوري خواهان تندرو» نيز او را به دليل عملکرد کندش در خاتمه دادن به برده داري و عدم اعمال خشونت کافي نسبت به مناطق اشغال شده جنوبي به باد انتقاد گرفتند.

تاريخ نويسان بر اين باورند که لينکلن بر نهادهاي سياسي و اجتماعي آمريکا تأثيري ماندگار بر جاي نهاد به ويژه اينکه اين روال را در پيش گرفت که تمرکز قدرت را در دولت فدرال افزايش دهد و از قدرت دولتهاي ايالتي بکاهد. اعتبار او مديون نقش در تعريف مسائل بزرگ و مهم، سازمان دهي جنگ داخلي و پيروزي در آن، از بين بردن برده داري، تجديد نظر در ارزشهاي ملي، تشکيل حزب سياسي نوين و حفظ آمريکا است. ترور او در نگاه ميليونها تن از مردم آمريکا شهادت محسوب شد.