padidekimia

padide kimia.co

تلقين به خودهيپنوتيزم و تلقين به خود
اگر بتوان  تلقين کردن  را براي ديگران به کار برد آيا مي توان  تلقين به خود  را براي خود اجرا کرد؟ کاربردهاي  تلقين به خود و خود هيپنوتيزم را مي توان به صورت زير مرور کرد:


    اختصاص دادن زماني ( 15 تا 20 دقيقه) در روز براي تن آرامي يا آرام  سازي که در کاهش تنش ها و فشارهاي روزمره بسيار مؤثر است.
    در مقابله با بيماري هايي مانند پانيک يا حمله هراس ،  آسم، ميگرن و سردردهاي تنشي ، مشکلات گوارشي، فشارخون، سرطان، اختلالات سيستم ايمني، اختلال لکنت زبان ، اختلالات خواب ، وسواس ، افسردگي  و بسياري از بيماري هاي ديگر که فشار و تنش روحي فرد در تشديد علايم دخالت دارد هيپنوتيزم مي تواند به تعديل علايم کمک کند.
    خود هيپنوتيزم به عنوان وسيله اي براي تثبيت و تقويت تغييراتي که فرد آن را طي مي کند و هم چنين به حفظ انگيزه ي او و جلوگيري از عود دوباره کمک مي کند مانند ترک سيگار , ناخن جويدن و يا کاهش وزن.
    خود هيپنوتيزم در مهار کردن خشم و اضطراب واسترس و تسلط بر خود ياري مي رساند.
    در تحمل و سازگاري با درد در بيماري هاي مزمن مؤثر است.
    خود هيپنوتيزم به تقويت حافظه و  آماده کردن فرد براي يادگيري و آزاد کردن ذهن و بدن از تنش و ايجاد اعتماد به نفس و عزت نفس و  فراهم کردن شرايط مناسب کمک مي کند.
    خود هيپموتيزم  در نزديک کردن  بيش تر فرد به تجارب، احساسات، خاطرات و تخيلات خود مؤثر است.

بسياري از افراد وقتي خود هيپنوتيزم  را انجام مي دهند، احساس مي کنند  در اين راه موفق نبوده اند در حالي که پس از بررسي بيش تر معلوم مي گردد  آن ها قادر به ايجاد آثاري مطابق اراده ي خود همانند آثاري که در هيپنوتيزم کردن ديگران به وجود مي آيد نيستند. برخي  مي گويند که اين عمل خود هيپنوتيزم  منجر به خواب رفتن  آنها شده است. به نظر مي رسد که اشکال در استفاده از مفهوم اراده است و اين افراد مي پندارند که تغييرات بايد طبق اراده ي آن ها صورت گيرد و چون در اين جا تلقين کننده و تلقين شونده يک نفر است اين امر با اشکال روبه رو مي شود . در عين حال در خود هيپنوتيزمي نيز تفاوت هاي فردي دخالت دارد و همه ي افراد قابليت برابر ندارند.
يکي از مزاياي تلقين به خود نسبت به تلقين به ديگران اين است که در آن نيازي به استفاده از کلمات براي تصوير سازي ذهني  نيست و اين تصاوير مستقيم ايجاد مي شود. مفهوم کليدي در تلقين به خود اين است که تلقين را ارائه کنيم و منتظر بمانيم تا به وقت و شيوه ي خود اثر کند بدون آن که کار اضافي ديگري انجام دهيم.
براي انجام  خودهيپنوتيزمي قبل از هر کاري بايد برنامه اي منظم و از پيش تعيين شده داشت. اگر اين کار را نامنظم و هر زمان که فرصت اجازه داد انجام دهيم به احتمال زياد با شکست رو به رو مي شويم. بايد درباره ي زماني مشخص در روز که براي ما مناسب ترين زمان است تصميم بگيريم. اين زمان بهتر است زماني باشد که نه تازه از خواب بيدار شده ايم ونه زماني باشد که بسيار خسته هستيم و موقع خوابيدن ماست . نه آنقد رسير باشيم و نه آنقدر گرسنه که تمرکز ما را بخود مشغول بدارد . بايد  در هشياري و بيداري مناسب قرار داشته باشيم . اگر وقتي خسته از کار روزانه به خانه برمي گرديم و آماده ي رفتن به بستر هستيم اين کار را انجام دهيم تنها به خوابيدن خود کمک کرده ايم. مي توان در ابتداي روز قبل از بر خاستن از بستر هر گاه فرصت کافي داشتيم اين عمل را انجام دهيم و اگر جزء افرادي هستيم که شب ها به سختي به خواب مي رويم  قبل از خواب زمان مناسبي براي خودهيپنوتيزمي است.
قدم بعدي رها سازي وريلکس و  شل کردن تمام عضلات بدن است که با چند تنفس عميق آغاز مي شود. هوا را چند لحظه در ريه ها نگه مي داريم و سپس آهسته رها مي کنيم. مي توان چنين مجسم کرد که با هر عمل بازدم تنش خود را بيرون مي فرستيم. اين مرحله مي تواند از چند لحظه تا حدود نيم ساعت طول بکشد و مرحله ي مهمي در روند خودهيپنوتيزمي است که نبايد در اين فرايند عجله داشته باشيم .
پس از اين مرحله مي توان به القاي تلقينات هيپنوتيزم پرداخت، افراد تازه کار منتظر اتفاق خاصي هستند که نشان دهنده ي ورود آن ها به حالت هيپنوتيزمي است . همان طور که در زمان به خواب رفتن نمي توان لحظه ي دقيقي را که به دنياي خواب وارد مي شويم بدانيم که  اگر بخواهيم منتظر اين لحظه باشيم خواب از چشمان مان گرفته مي شود، در ورود به حالت خود هيپنوتيزمي نيز نمي توان گفت که چه زماني وارد آن مي شويم؛ بنابراين لازم نيست منتظر زماني خاص و اتفاقي ويژه بمانيم، تنها کار لازم رها کردن خود و سپردن خويش به روندي است که در هر حال در جريان است.
يکي از روش هاي ورود به مرحله ي هيپنوتيزمي و عميق تر کردن آن شمردن است. به طور مثال مي توان از عدد صد تا يک را يکي يکي شمرد و کم کرد. لزومي به شمردن با صداي بلند نيست تنها فکر کردن به آن کافي است. روش هاي ديگري همانند ايجاد تصاوير ذهني مانند پايين رفتن از طبقات ساختمان به وسيله ي آسانسور هم مي تواند به کار رود، به خود چنين مي گوييم که با رسيدن به طبقه ي همکف وارد مرحله ي هيپنوتيزمي مي شويم. پس از ورود به عمق مناسب مي توان تلقينات را به خود ارائه کرد و در حقيقت با خود وارد گفت و گو مي شويم. بهتر است از ضمير « من» به جاي « تو» استفاده شود . براي خاتمه دادن به کار با شمردن مرحله به مرحله، خود را به حالت هشياري نزديک تر مي کنيم. به طور مثال مي توان گفت: « يک …. من بيدار مي شوم. دو… هشياري من هر لحظه بيش تر مي شود. سه…. من کاملاً بيدارم». استفاده از اين روش و روش هاي مشابه مانع از تبديل شدن حالت هيپنوتيزمي به خواب مي شود. اگر قرار است پس از هيپنوتيزم کردن خود به خواب رويم بهتر است ابتدا از حالت هيپنوتيزمي خارج شويم و مرز واضح و روشني بين اين دو مرحله برقرار کنيم.
 
چه عواملي بر قابليت فرد براي هيپنوتيزم شدن تأثير گذار است؟
به طور کلي، افراد با هوش و داراي انگيزه ي قوي به علت توان بالا در تمرکز بهترين سوژه ها براي هيپنوتيزم شدن هستند. هيپنوتيزم پذيري در سنين 9 تا 13 سال بيش ترين قابليت را دارد. تفاوت معني داري ميان زنان و مردان ديده نشده است. افراد عقب مانده ي ذهني، کهنسالان، مبتلايان به روان پريشي و کودکان زير ? سال که توان تمرکز کمي دارند نامزدهاي خوبي براي هيپنوتيزم شدن نيستند، اما قابليت تمرکز با آن که شرطي لازم براي هيپنوتيزم شدن است، کافي نيست و افرادي با توان تمرکز بالاگاه به دشواري هيپنوتيزم مي شوند . گفتن اين که افراد کم هوش قابليت هيپنوتيزم پذيري کمي دارند انگيزه ي فرد را بالا مي برد، چون همه دوست دارند جزء افراد هوش تلقي شوند. افراد موشکاف و داراي ذهنيتي علم گرايانه به علت تجزيه و تحليل وسواس گونه ي پاسخ هاي خود، به تلقينات پاسخ خوبي نمي دهند. معطوف کردن توجه فرد به سمت پاسخ هاي حسي يا حرکتي اش موجب افزايش ظرفيت پاسخ دهي او به تلقينات مي شود، به طور مثال مي توان چنين گفت: « توجهت را به انگشتان پا و پايت بده. دقت کن که چگونه احساس سنگيني در کفش هايت به وجود مي آيد. اين احساس هر لحظه بيش تر و بيش تر مي شود». تقريباً همه ي افراد اين احساس سنگيني را درک مي کنند و اين آغازي مي شود تا تلقينات بعدي هيپنوتيزم گر تأثير خود را اعمال کند. پس از مکثي کوتاه مي توان چنين ادامه داد: « حالا به ساعتت که بر مچ دست چپت بسته شده توجه کن. ساعتت نيز هر لحظه سنگين تر مي شود… خيلي سنگين. حالا ديگر سنگيني پاهايت را حس نمي کني. اين طور نيست؟ ( سر تکان مي دهد)… الان ساعتت را حس مي کني… درسته؟ ( سر تکان مي دهد)… بنابراين تو مي تواني نسبت به حس هاي مختلفي که در بدنت وجود دارد آگاه باشي يا نباشي». همان گونه که در قبل اشاره شد هر گاه فرد حسي را پس از حس ديگر تجربه کند اعتقاد به تلقيناتي که پس از آن داده مي شود، افزايش پيدا مي کند.
افراد داراي شخصيت هاي هيجاني و نمايشي که در روابط بين فردي درصدد جلب توجه هستند پاسخ خوبي به تلقينات هيپنوتيزم گرهاي صحنه مي دهند. در واقع اين قدرت هيپنوتيزم گر صحنه نيست که فرد را وادار به رفتارهاي خارق العاده مي کند که بلکه تمايل و انتظار سوژه براي روي دادن چنين رفتارهايي است که نقش تعيين کننده دارد. هيپنوتيزم گر صحنه تمايل به تأثير گذاري بر تماشاگران به وسيله ي حرکات دست، حالت چشم ها و کلمات خود دارد؛ ارائه ي چنين نمايشي موجب مي شود اين حقيقت که هيپنوتيزم در نيتجه ي تخيلات و تمايلات سوژه اتفاق مي افتد، پنهان شود، او در واقع از تمايل سوژه براي جلب توجه ديگران ( هيپنوتيزم گر و تماشاگران) بهره مي برد.
وضعيت روحي و هيجاني بيمار گاه به عنوان مانعي براي هيپنوتيزم شدن عمل مي کند. برخي به علت ترس خودآگاه يا ناخودآگاه از هيپنوتيزم قادر به تمرکز شدن نيستند. اين بيماران مي توانند ترس خود را به شکل خنده ي زير لب يا با صداي بلند، تعريق و يا لرزش نشان دهند. درمانگر بايد نسبت به اين حالت ها حساس باشد و تا زماني که آمادگي مناسب در بيمار به وجود نيامده است اقدام به انجام هيپنوتيزم نکند.